-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
شـشـمین سورۀ صحیفۀ عـشق رزق هـفت آسـمان به دستانت منبرت بر فـراز نُه فلک است دانـش بـیکـران بـه دسـتـانـت حرفهایت بشارت محض است صـادقآبـاد شـد دلِ مـتــروک شرحِ "عنوان بصری" ات آقا؛ شـده فـانـوس راه اهل سلـوک غرق حیرت تمام مسئلههاست پلک برهم زدی! همه حل شد از جهان و شگـفـتیاش گـفتی مست توحید تو "مـفـضّل" شد آتـش عـشـق تو گـلـستان و ... جورِ این عاشقی کشیدن داشت حالِ "هارونمکّی" ات عشق است حال مجـنون تو خریدن داشت رفتنت تا عراق حکمت داشت رفـتـهای سـرّ حق بـیـان بشود قسمت این بوده در زمان شما قـبر جدّت "عـلی" عیان بشود تا شـعـائـر به دسـت ما بـرسد روضۀ خـانـگـی بـه پـا کردی با دَمِ یـا "ذَبـیـح الـعـطـشـانت" خانه را صحـن کـربـلا کردی ای مــــراد قــبــیــلــۀ بـــاران تـو به مـا شـوق آسـمـان دادی راه پـــرواز تــا خـــدا را بــا، جـگـر ســوخـتـه نـشـان دادی از غـمـت ای عـزیز پیـغـمـبر آسـمــان و زمـیـن عــزادارنـد عـلــمــا پــا بـرهـنـه مـیآیــنـد عـرفـا مـثـل ابــر مـیبــارنــد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
گرچه در خاک رفت، پیکر تو دیگـر از تن جـدا نـشـد سر تو دود آتش ز خـانـهات برخاست پـشـت در جـان نـداد همسر تو ظـلـم بر عـتـرتت رسـیـد ولـی بـه اسـیـری نـرفـت دخـتـر تـو بـدنـت آب شـد ز زهــر، ولـی تـازیـانـه نـخـورد خـواهـر تـو قامتت گشت خم ولی نشکـست پـشـت تـو در غــم بــرادر تــو ظـلـم دیـدی ولیک کـشـته نـشد کـودک شـیـرخـواره در بـر تو سوخت قلبت ولی نشد صد چاک تـن فـــرزنـــد در بــرابــر تـو زهـر دادند بر تو لیک نخـورد چـوب کـین بر لـب مـطـهّر تو سوخت پا تا سرت ز زهر ولی پـاره پـاره نـگـشـت پـیـکـر تو میسـزد در غـم تو گـریه کـند چـشـم شـیـعـه به جدّ اطهـر تو بوده یک عمر در عزای حسین اشـک، جـاری ز دیـدۀ تـر تـو نه از این غم سرشک (میثم) ریخت اشک خونین ز چشم عالم ریخت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غربت بقیع و مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
ایـن بــقــیــع غــریـب افــتـــاده گـنـبدی پُر فروغ خواهد داشت کـربـلایی شـود بـرای خـودش! صحنهای شلوغ خواهـد داشت دل من روشن است، بـاور کن! زخــم دل الــتــیــام مـیبــیــنــد شیعـۀ دلشـکـسـته در این شهر عــزت و احــتــرام مـیبــیــنـد جای این شُرطههای بی احساس خــادمـانـی رئــوف مـیبـیـنـیـم دسـتِ مـداحهــای بـا اخــلاص شـب جـمـعـه لُـهـوف میبـیـنـیم هـیــچ بـد کـیـنــۀ بـد انــدیـشـی راه بــر زائـــران نــمـیگـیــرد شـیـعـه در کـوچـۀ بـنـیهـاشـم آسـتـیـن بـر دهـان نـمـیگـیــرد در تـــلاقــی نـــور و آئــیــنـــه حـرمـی بـی مـثـال مـیبـیـنـیــم در کــنــار ضــریــح اُمِّ بـنــیـن مـعـجـزاتـی مـحـال میبـیـنـیـم! بـین لـبـخـنـد و اشـک زائـرهـا شـور نــقـارههـا شـنـیـدنـیسـت ازدحــام فــقــیــرهــای غــنــی دم بــاب الـکــریـم دیــدنـیسـت چـشـم هـای مـدیــنــه مـبـهــوت دستههای عـظـیم سیـنهزنیست عــهــدهدار مـراســمــات حــرم آســتــان مـقــدس حـسـنـی سـت قُـم به حُـکـم ادب، سرِ تـعـظـیم بـر نـمـیدارد از قــدوم بـقــیـع مــیشـــــود آرزوی طُــلابــش حــوزۀ بــاقــرالـعــلــوم بـقــیـع روزگـار این چـنـین نـمیمـانـد! پیش رو لحظههای شیرینیست عصرها، صحن حضرت صادق مـحــفـل شـاعــران آئـیـنیسـت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
دوش میآمد و از ظلم برافروخته بود مثل مـادر شده و خانه او سوخته بود صادق آل محـمد که ز دانـش عـمری گنجها در دل این جامعه اندوخته بود در و دیوار و دل سوخته و صبر زیاد شیوهای بود که از فاطمه آموخته بود گر که هفتاد و دو هارون به تنورش میداشت کربلا میشد و منصور از آن سوخته بود نه فقط جابر و اسحاق و ابوحمزه و لیث چشم بر دانش او، دشمن او دوخته بود گر که در دوره قائم به جهـان میآمد به رهش هستی خود، یکسره بفروخته بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
حـسرت گـرفته باز حـصار مدینه را غـم، تـیـره کرده است دیار مدینه را آثـارِ حـزنِ فـاطـمـه و غـربت عـلـی پُـر کـرده است گـوشهکـنار مدینه را در کوچههای شهر چو ماه علی گرفت رنگی دگـر نـمـانـد عُـذار مـدیـنـه را داغ عزای حضرت صادق فکنده باز با اشک و آهِ ما، سر و کار مدینه را تا خـاک ریـخـتـنـد بـر انـدام آن امـام کـردنـد دفـن، دار و نـدار مـدیـنـه را گـویا فـشانـدهاند بر آن قبر بیچـراغ غـمهـای بی نـشـانـه، مـزارِ مدینه را میگریم از مصیبت جانسوز او مگر بـر دیـدهام زنـنـد غـبــار مـدیــنـه را در خلوتِ بقیع به جز اشک مهدیاش شمـعی کجـا بُوَد شـبِ تـار مـدینه را من جـاننـثـار مـکـتب اویـم "مؤید"م دارم از او امــیـد، جـوار مـدیـنـه را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
دلی که با احـادیثِ غـریـبت آشـنـا باشد چرا دنبال عِلمِ جِـفـر و عِلمِ کـیـمیا باشد به سِحر و غمزههایش خاک را زر میکند آن چشم که خوب آگاه از فرق مُطَلّا و طلا باشد در آن مکتب که حرفی یا حدیثی از شما آید نباید سَردَرَش نامی به جز دارالشفا باشد نفسهای شما پیچیده اینجا حجره در حجره در و دیوارِ اینجا نیز غـرق ربّـنـا باشد فقاهت کودکی نوپاست، تا روز ابد باید به پای منبرت زانو زند تا روی پا باشد چرایش را نمیفهمند جز شیخ کـلینیها اگر این قال صادقها نباشد، دین چرا باشد؟! به دنبال چه میگردد زمانه، ما که دنبالِ تنور گرم میگردیم، تا قسمت چهها باشد چرا حرف تنور و آتش آمد باز، قسمت چیست؟ گریز روضه باید باز سمتِ کربلا باشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
خدا جلب مقامت کرده از اول نظرها را فرود آورده با امر الهی بر تو سرها را قسم بر آن “هَلِ الدّینت” که “اِلَّا الحُب” علی بود و خدا آمادۀ بـغـض عـلی کرده شررها را ز قال الصّادق شیعه تن تکفیر میلرزد زمین انداخته از ترس تو دشمن سپرها را قسم دادم به اسم تو خدا را، استجابت شد که جاری کرده در ظرف دعا با تو اثرها را منِ عاصی چقدر از عصمت اسمت اثر دیدم به روی چون منی وا میکند نام تو درها را تو موسی داری و بعدش علی موسی الرضا داری خدا از ما نگیرد این پسرها و پدرها را دم عیسائی و موسای تو بابالحوائج شد عجب بابالکرمهایی بنازم این قمرها را مدینه شعلۀ ناشکریاش بابالکرم سوز است به جان خانهات انداخته آتش خطرها را خطر آمد به دنبالت جهان بیآبروتر شد که پای آل حیدر مینویسد دردسرها را بزرگ مذهبی را پابرهنه نیمهشب بردند نفهمد کاش زهرای حزینه این خبرها را مـدیـنه بیوفـایی کرد با اولاد پیـغـمـبـر مدینه پشت در سوزاند از غصه جگرها را شبیه خیمهها این خانه را آتش زیارت کرد ولی غارت نکرد اینجا کسی سنجاقسرها را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
دلـتـنـگم و حـال دل من نیست مـناسب در مسجد و محرابِ تو ای حاضرِ غائب صد مرتبه «إیاکَ» و صد مرتبه «نَعبد» با چشم ترم نذرِ تو شد حضرت صاحب میخـوانـمش و معـتـقـدم سورۂ یوسف از عـشق تو دارد به خدا سجـدۂ واجب این سائلِ هر هـفـته رسـیدهست گـداتـر پس «أوفِ لَناالکیلْ» به کوریِ اجانب میدیدمت ایکاش زمـانی که گرفتم... از دستِ پر از برکتِ تو جیره مواجب شـرمـنـدۂ سنـگـیـنیِ پـرونـدۂ خـویـشـم شرمندهام از اینهمه عصیان و معایب هر بار به یادت گـرهی کـور گـشودم- شد بیشتر از پیش حضورت به مراتب ای آرزویِ بـهجـت و شیخ احـمد کافی ای حـسـرتِ دیـریـنـۀ ادیـان و مذاهـب برگرد که چشمانِ به راهم شده کـمسـو کمرنگ شده تابش خـورشید و کواکب شد هر ورق از دفتر من باطلهای محض تا گـوشـۀ چـشـمان تو شد لُـبّ مطالب!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
ز داغ تو برخاست هر سو فغانها رسـیـد آه عـشـاق تا کهـکـشانها چهل شب گذشت و ندیدیم رویت در اندوه و تشویش و هول و تکانها من اینجا یـتـیـم و تو نزد نـیاکان من اینجا اسیر و تو در بیکرانها پناهم تو بودی... نخواهد رسیدن، به تـار عـبای تـو این سـایـبـانها بمـیرم برایت که با دست زخمی رخی داشتی سرخ چون ارغوانها در اوج سیادت فـقـیـری گـزیدی به رغـم فـلان تـیـره و خاندانها بمـیـرم برایت که نـشـناخـتـنـدت به غیر از شهیدان و عرشآشیانها نه تنها تو را کشت خصم حرامی خودی نیز کشتت به تیغ و سنانها نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون تو را پیش از این کشت زخم زبانها شریکند در قتلت ای جان عاشق فلانها، فلانها، فلانها، فلانها همآنان که از ظلمشان خشم مردم به نـاگه بـدل شد به آتـشـفـشانها همآنان که تزویر و بیعرضگیشان زد آتش دمادم به روح و روانها شریکان قدرت، حریصان ثروت سهـیـمان هـلـدیـنگها و دکـانها تو را کشت جولان بیعرضگیها تو را کـشت کـمکـاری ناتـوانها چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد شـرر بر کـنـام هـژبـر زمـانها؟ که داد این جسارت به قاتل که آید پـی کـشـتـن اسـوۀ قـهـرمـانهـا؟ پـی کـشـتـن رادمــردی مـجـاهـد که تـاریخ گـویـد از او داستانها یلی شرزه و؛ روبهرویش رجزخوان، بسی پـنـبه در کـسوت پهـلوانها لـبـانش دعـاگـوی مـلـت ولـیکـن به دشـنام او باز هر سو دهـانها به جای مقامات خاطی به سویش کـشـیدند بس تیر کین از کمانها چپاولگران، خود مصون از قضاوت ولی رهبر، آماج حدس و گمانها چه رنـدان به نام جـناح سـیـاسی پی ساز و برگ از دل سازمانها زغنها و زاغان که کردند با هم بـهـار وطـن را شـبـیـه خـزانها همآنان که جای رجز پیش دشمن ز تسلیم گفتند چون نوحهخوانها پـی نــفـی آمــوزههـای بـلـیـغـت نوشـتـند فهـرست سود و زیانها نیـنـدوخـتـنـد از تـو زاد مـعـانـی نیـامـوخـتـند از تو طـرز بیـانها بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان گروهی دلآزرده زین حکمرانها جفا از چپ و راست دیدی ولیکن روادار بـودی بـه ایـنها و آنهـا چـه شـیـّادهـا در پی کـاخسـازی چـو شـدّادهـا نـزد بیخـانـمـانها کسانـی که دادنـد دریـای ثـروت به افـراد کوچکتر از استکانها رئـیـسان اخـمـو، مـدیـران فـاسد که از خلق بر لب رساندند جانها در این خون شریکند زاهدنمایان که شد برملا فسقشان در نهانها چه نـوکـیسگانی که با پول مردم رسـیـدنـد از خـاک تا آسـمـانهـا به چشمت خلیدند بس هرزهخاران گلویت فـشردند بس استـخـوانها بسا نورچشمی که گـمنام و نادان رسیدند یکیک به نام و نشانها شریکند در خونت ای پیر عاشق رفـیـقـان مـردود در امـتـحـانهـا شریکـند در خونت آن همرکابان که دادند در دست دشمن، عنانها من از قـاتـلانت نـنـالم که گـشتی شـهـیـد قــلمهـا، شـهـیـد زبـانهـا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
بیتو این ثانیهها خسته و بد حال گذشت نه چهل روز که انگار چهل سال گذشت حالِ ما را غم تو سخـت پریشان کرده داغِ تو خـون به دلِ مـردم ایران کـرده بغضِ مانده به گلو با غم و فریاد شکست قـلبـمان باز دمی یادِ تو افـتاد شکـسـت حرفهـایت همگی بویِ محـبت میداد به دلِ خـسـتـۀ ما عطرِ طراوت میداد در تو دیـدیـم همه وصفِ مسلـمانی را مـعـنـیِ واقـعـیِ غــیــرتِ ایــرانــی را هم عمل هم سخنت بود که: ذلت هرگز با هرآنکس که یزیدی شده، بیعت هرگز هـمۀ عـمر تو در یـادِ شـهـیـدان بـودی فـکــرِ آبــادی و آزادی ایــران بــودی بی تو روز و شبِ ما هر نفسش تاریک است راستی ماه محـرم چِـقَدَر نزدیک است باز برگـرد بـیا روضه بگـیـر آقـا جان کوریِ حرملهها روضه بگـیر آقا جان سالها بود که در شـوق زیـارت بودی از دلت باز گـذشـتی، پیِ خدمت بودی اربعینها چِقَدَر روضۀ غربت خواندی همه رفـتـند زیـارت تو نرفـتی، ماندی ولی آن روزِ دهم، هـجـر به پایـان آمد وَ بـه دیـدار تـو سـالارِ شـهـیــدان آمـد ناب بودی تو، ولی گوهـرِ نایاب شدی هر شب جـمعه دگر زائـرِ ارباب شدی پـر گـرفـتـی بـرسـی تـا بـه ابـاعـبد الله بـرسـان بـیـعـتِ مـا را بـه ابـاعـبــدالله رفـتـی و بـا دلِ آسـوده مـیـان حـرمـی بعدِ تو مانـده ولی در دلِ ما کوهِ غـمی بذرِ غـم کـاشـته آن مشت گره کردۀ تو حرفها داشـته آن مشتِ گـره کردۀ تو حرفت این بود که این راه، تماماً نور است فتح با ماست ولی دیدۀ دشمن کور است آخر و عـاقـبتِ راهِ خدا، حجـتِ اوست او که عالم همگی در کنفِ بیعتِ اوست وعـدۀ صادقِ حـقّ است، "ولی" میآید پـسـرِ فـاطـمـه، تـکـرارِ عـلـی مـیآیـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
هنوز قلب من از عشق، از تو سرشار است به درد بیتویی اینروزها گرفتار است به شوق آن لبخندی که روزیام کردی دلم شکفته و صد جان به تو بدهکار است جهـان خـاطـرهها بـود با تو بیتکرار جهان من پس از این روی دور تکرار است خبر رسید که: رهبر... خبر نوشت شهید گذشت چلهای و باورش چه دشوار است خـبر شکـسـتن آئـیـنه زیر بارش سنگ خبر خمـیدن من زیر پـتک اخبار است خبر عـمیقتر از بُهت بود و ویـرانتر خبر که زخم جگر شد، هنوز خونبار است پس از تو پـنجـرهها چـشمهای ابـرآلود سیاهپوش تو شب، تا سحر عزادار است سلام نـفـْسِ زکـیّـه که مـطـمـئـنّه شـدی و مرگ غیر شهادت برای تو عار است حماسۀ تو شهـادت، شهـادت تو عروج و رستـخـیز هزاران هزار عـمار است نه بال مرگ به اوج شهـادت تو رسید، نه مرگت از سر کفار، دستبردار است! قسم به مشت گـره کردهات که فـریادیم که مجتبای تو هم، حیدر است و کرار است سلام ای لب قـاریِ والضُحی رمضان بیا که شعر رطب هست و وقت افطار است کدام چـلـۀ اشکـم جـواب خـواهی داد؟ که قطرهقطرۀ این شعر در کلنجار است دلم شکـسـتـهتر و منـتـظرتر از دیروز چقدر پنجـره چشمم به تو بدهکار است امــیــدوار بـمــانــم کـه بــاز مــیآیــی کدام نیـمۀ ماه است، وقت دیـدار است؟ حماسه بود و غزل بود، چلهای که گذشت پس از تو چشم زمانه، همیشه بیدار است چقدر واژه که چون بغض در گلویم ماند چقدر کودک مضمون که زیر آوار است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چهل شب، چهل شب، چهل شب شهامت چهل شب، به چله، فقـط تیر غیرت چـهـل شـب اذا جـاء ... انّـا فـتـحـنـا چـهـل شـب تـوکـل، تــوسـل، تــولا چهـل شب، دلـیـرانه در قـلب میدان یکی پـشت لانچـر، یکی در خیابان چهل شب وطن، گشت یک جان و یک تن زن و مـرد، گُـردآفـریـد و تـهـمـتـن چهل شب وطن، عشق، ایمان، خدا شد وطن دشت غیرت، وطن کربلا شد چهـل شب عـزای تو، شد انـتـقـامت وطن گشت مبعـوث، مبعـوث نامت چهل شب گذشت و تو بودی و دیدی چـه مـردانـی از مـردمـت، آفـریدی بـه پـای دلـیـران، سـرِ دیـو خـم شد به پـابـوس ایـران، تـلآویـو خـم شد جـهــان دیــد آزادگــان جــهــانــیــم غـیـوریـم، کـوهـیـم، فـخـر زمـانـیـم کـنون با شهـیدان به میدان نظر کن به پرچم، به مردم، به ایران نظر کن به قـله، ببـیـن مـردمـانی که گـفـتـی همان شد، همان شد، همانی که گفتی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چهل شب است شدم کوچهگرد، میبینی؟ شدم شکسته ازین کوه درد، میبـیـنی؟ کسی که مثلِ تویی را ز دست داده دگر چه ترس دارد ازین جنگها؟ بگو آخر چهل شب است که باریده آسمان با من چه کردهای تو به این ماتم گران با من! شـبــیـه مــوجـم و آرام نـاپــذیــر شــدم شـبـیـه طـفـل یـتـیـمـم، بهـانـهگـیر شدم چـقـدر طعـنه شـنـیدی فقـط دعا کردی برای تکتک ما گـریـه بیصدا کردی هـنوز بـاورِ من نیست، بی هـوا رفـتی مرا به قله رساندی، خودت کجا رفتی؟! پس از فراق تو با گریه "فتح" میخوانم فقط به عشق ظهور است زنده میمانم همیشه تا فرج یار، شیعه دلخـون است بهای خون تو پایان قومِ صهـیون است غریب رفـتی و گرچه به غـم گرفـتارم ولـی امـیـدِ مـصـمـم به رجـعـتـت دارم تـمـام میشـود این روزهـای تـنـهـایـی به پشت حضرت صاحب زمان تو میآیی خـودت بـزن بـه دل من نـهـیـب را آقـا بـخـوان روایـت یـابـن الـشـبـیب را آقـا شهـید روز دهـم! از شـهـیـد روزِ دهـم بخوان و دم بزن از روزِ سینهسوزِ دهم بـگـو وحــیـد، رهـا شـد بـرادر زیـنـب بگو که تشنه زمین خورد در بر زینب امان ز خنجر شمر و امان از آن حربه زد از قـفـا به لجـاجـت دوازده ضـربه همین که شمرِ حرامی ز سینه پائین رفت سری که از همه سر بود، بین خورجین رفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
با آن که ز سعی تو جهانگیر شدیم در رزم و جهاد، همچنان شیر شدیم در سوگ تو ای امام مظلوم و شهید چل سال به یک چلّه همه پیر شدیم سیدهاشم وفایی یک چله گذشت و داغداریم هنوز در مـاتـمِ یـار، بی قـراریـم هـنوز صد داغ، به دل نشسته و نشکستیم در کار نـظـام، پـایِ کـاریم هنوز سیدروح الله مؤید بی روی تو عید فطر و نوروز گذشت از سـیـنۀ ما آه جگر سوز گذشت ما قـدر چـهـل سال عـزادار شدیم از رفتنت ای دوست چهل روز گذشت محمدجواد جلالی با پرچم ایران، همه مأنوس شدیم ما دست به دستِ نور، فانوس شدیم از صبح شهادتت چهل روز گذشت یعنی که چهل شب است مبعوث شدیم سارا رمضانی لبـریـز شده جان و جهانم از درد هرگز نشود داغ تو در دلها سرد تا صبح ظهـور منـتـظر میمـانیم با لشکـر یـاران شـهـیـدت برگرد فاطمه نانی زاد یک روز دوباره به جهان میآیی با نـیـت حـذف ظـالـمـان مـیآیـی من مطمـئنم روز ظـهـور منـجی، با حضرت صاحب الزمان میآیی سجاد شرفخانی دلـتنگ تو و صبح مـلاقـات توأیم دلــدادۀ مـنــطـق اشــارات تـوأیـم از خون امام خود نخواهیم گذشت ما پرچم سرخ «یا لثارات» توأیم سیدعلیرضا شفیعی از برکت خون اوست رؤیای وطن آرامـش مـرزهـای زیـبـای وطـن سـید عـلی خـامـنـهای خواهد ماند در قــصـهٔ مـادران فـردای وطـن محمدرضا شفیعی بر عـهد تو و دعـوت تو میمانیم مـاتـمزده در حـسرت تو میمـانیم رفتی و دلم شکست؛ برمیگـردی ما منـتـظـر رجـعـت تو میمـانـیم محسن علیخانی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه دانش آموزان مینابی
چهل روز است خوابیده در آغوش زمین، جانم سرود غم برای دخـترم آهسته میخوانم چهل روز است در هجر رخش آتش به جان دارم فغان دارم، فغان دارم، فغان دارم، فغان دارم گلم در زیر آتش سوخت، مثل لاله، پرپر شد شهادت را بغل کرد و فدای راه رهبر شد چهل روز است از سنگ مزارش عشق میجوشد جوانه میزند هر گل، کنارش عشق میجوشد چهل روز است بی تاباند مادرهای مینابی نباشد سهم مادر، جز پریشانی و بیتابی شـرار ظلم برگردد به سوی ظالـم جانی برای ظلـم و ظـالـم نیز آیـد روز پایانی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
سخت است وطن موکب ماتم شده باشد عیـدانه ما فـرق کـنـد؛ غـم شـده باشد سخت است که مجبور شوی راست بگیری قد و کمری را که ز غـم خم شد باشد سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاه چون صبح شود ماه محـرم شده باشد از داغ جگرسوزتر آن است که آن را از اول شب هـلهـلـه مـرهـم شده باشد ای وای از آن دل که خـبر پشت خبر باز با موج غم و درد دمادم شده باشد سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ است هرچند که فرزند تو محکـم شده باشد در خواب نمیدیدم از این دست پریشان من باشم و سوگ تو فـراهم شده باشد ای کاش که بـیـدار شوم باز تو باشی بی آنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد تو زنده ای و باز دل ما به تو قرص است بگـذار که دنـیا هـمه درهـم شده باشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
نـامـش بـلـنـد بـاد که مانـند دلـبـرش لب تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش یادآور دمیست که فرق علی شکافت گویا حسین بر سر نی میرود سرش فرعونیان ز مشت گره کردهاش ملول لـرزیــد کـاخ ظـلــم ز الله اکــبــرش نیکـان روزگـار و دلـیـران کـارزار پیـوسـتهاند از همه دنـیا به لشکـرش سروی که سروها همه تعظیم میکنند چون چـشم میبرند به قـد صنوبرش یـاری کـز او نـمـونه دیگر نـدیـدهایم واحـسـرتـا اگر که نـبـیـنـیم دیگـرش خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ مینویسد از این خون به دفترش بـاید فـرزدقـی بـنـویـسـد قـصـیـدهای من کیستم که شعر بگویم به محضرش؟ کو محتشم که مرثیهای تازه سر کند؟ دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش آن پیر میفروش که مست حسین بود ای کاش ساغری زده بودم به ساغرش روزی در این مقام چو روز حسین نیست شامی شبیه شام غـریـبان خـواهرش مـا وارثـان خـون گـلـویـی بـریـدهایم جانها فـدای عطر ضریح معطرش وین ملـتی که خـامنهای بود امـید او اینک دوباره خـامنهای باد رهـبرش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چهـل روز است از غـم بیقـرارم چهل روز است جان در تن ندارم چگـونه مـانـدهام مـن زنـده بیتـو از این بـخـت سـیـاهـم شرمـسارم ناصر زاعی چـهـل روزِ ز غــم لـبـریـز دردم ز داغت لحظه لحظه کـوچهگردم تـوان مـانـدن جـان در بدن نیست به ظاهر زنـده؛ امّا جـسـم سـردم ناصر زارعی چهل روز است من از داغ هجران به هر روز به هر شب در خیابان سـراپـا بـغـض و فـریادم ز داغت شرر دارم به جان چون شمع سوزان ناصر زارعی چهل روزِ که روح از پیکرم رفت چسان باور کـنم که رهـبرم رفت ناصر زارعی صدایش را در این شبها شنـیدیم که بار غـم به دوش خود کـشیدیم بگو باران بخـوانـد روضهاش را چـهـل روز اسـت آقـا را نـدیـدیـم مجتبی رافعی چهل روزِ که دلگـیریم هر صبح دچـار داغ تـقـدیـریـم هـر صـبـح بــه یــاد خــنــدههــای آخــر تــو چهل روزِ که میمیریم هر صبح محمد مرادی چهل شب جـانـمان از غـم لـبالب چهـل شب اسـوهٔ ما صبـر زینب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
غـم او معـنی غـم را عوض کرد شعـار اهـل عـالـم را عوض کرد غمی که پر شد از شوری حماسی نـگـاه ما به مـاتـم را عـوض کرد حساب اهـل دنیـا را به هم ریخت چنانکه زلـزله، بم را عوض کرد چهل روز است داغی در دل ماست که جای زخم و مرهم را عوض کرد ببین از چشممان سیلی است جاری که نام اشک نم نم را عوض کرد مگـر که میشـود با سایـۀ جـنگ مسیر نسل رستم را عوض کرد؟! مگـر که میشـود با یک تـلـنـگـر شکوه کوه محکم را عوض کرد؟! کـمـیم اما خـداونـدی که با ماست خودش معنای این کم را عوض کرد پس از او پرچمش دست من و توست عـلـمـداران پرچـم را عوض کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
ای سرو! سایهسار تو را هیچکس نداشت آرامش و وقـار تو را هیچکـس نداشت در قـحـطی یقین و شـبیـخون خـستگی ایـمان اسـتـوار تو را هـیچکـس نداشت هر سوی این دیـار گـهـرخـیـز پاک را گشتم ولی عـیار تو را هیچکس نداشت در عزم، همرکاب تو عالم به خود ندید در رزم، پشتکار تو را هیچکس نداشت هم بـیشـمـار دشـمـن بـدخـواه داشـتـی هم خیل دوستدار تو را هیچکس نداشت عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی هرچـند، اقـتـدار تو را هیچکس نداشت مـانـنـد آبــشـار روان از سـتــیـغ کــوه چشمان اشکبار تو را هیچکس نداشت جز کـشـتهگـان تـشـنهلب دشت کـربـلا اصحاب جاننثار تو را هیچکس نداشت در انتخاب راه سعـادت به مرگ سرخ عزم حـسـینوار تو را هیچکس نداشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
میرسد از سنگر فـرمـاندهی فرمان او همچـنان هـستـیم با هم بر سر پیـمان او ما چه خوشبخـتیم با آقا معاصر بودهایم میوزد عطر ظهور از سرخی دوران او باز هم میدان به میدان ما حماسه ساختیم خیره شد چشم جهان از غرّش شیران او آیههای مؤمـنون تفـسیر شد این روزها اقـتــدا دارنـد مـردم بــاز بـر ایـمـان او یاد باد آن صوت و لحنِ آیههای فتح و نصر کی رود از خاطر ما خواندن قرآن او؟ مژدۀ پیروزی حق را نسیم آورده است بیشتر از پیش غـوغا میکند طـوفان او نیل میبـلعـد دوباره لشکـر فـرعون را وعـدۀ حق را محـقـق میکـنـد ایران او بهتر از جان بود و حالا در مسیر روشنش عهـد میبـنـدیم یکبار دگـر با جـان او ای شهیدانی که دورش حلقه میبندید! کاش جای ما هم بوسه بنـشانـید بر دستان او
: امتیاز
|
























